جمعه , 18 سپتامبر 2026

هم خانواده

هم خانواده خرج

هم خانواده خرج

هم خانواده خرج واژه “خرج” به معنای مصرف کردن پول یا منابع برای خرید کالا یا خدمات است. هم‌خانواده‌های این واژه عبارتند از: خارج: به معنای بیرون یا خارج شدن از یک مکان یا موقعیت. این واژه در برخی موارد ممکن است به معنای استفاده از منابع هم کاربرد داشته باشد. خرجی: مخارج یا هزینه‌هایی که برای انجام کارها یا …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده سفر کلاس سوم

هم خانواده سفر کلاس سوم

هم خانواده سفر کلاس سوم کلمه «سفر» در زبان فارسی، معنای حرکت از مکانی به مکان دیگر را می‌دهد. این واژه ریشه‌ای کهن دارد و کلمات دیگری نیز از آن مشتق شده‌اند که به آن‌ها «هم‌خانواده» می‌گوییم. در این مطلب، به بررسی کلمات هم‌خانواده، مترادف و متضاد کلمه سفر می‌پردازیم. کلمات هم‌خانواده سفر: کلمات هم‌خانواده، کلماتی هستند که از یک …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده عمل کلاس ششم

هم خانواده عمل کلاس ششم

هم خانواده عمل کلاس ششم برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده‌ی “عمل” در سطح کلاس ششم، باید به دنبال واژه‌هایی باشیم که دارای ویژگی‌های زیر باشند: ریشه‌ی یکسان: کلمات هم‌خانواده از یک ریشه‌ی سه‌حرفی (در اینجا “ع م ل”) گرفته شده‌اند. حفظ ترتیب حروف: ترتیب این سه حرف (“ع”، “م” و “ل”) باید در تمام کلمات حفظ شود. ارتباط معنایی: معنای …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده حرمت

هم خانواده حرمت

هم خانواده حرمت واژه “حرمت” در زبان فارسی به معنای احترام، عزت و حرام بودن است. این کلمه از ریشه عربی “حرم” گرفته شده و در متون دینی و فرهنگی کاربرد گسترده‌ای دارد. در این مقاله، به بررسی کلمات هم‌خانواده “حرمت”، معانی و کاربردهای آن‌ها می‌پردازیم تا درک بهتری از این خانواده واژگانی حاصل شود. ریشه‌شناسی واژه “حرمت” کلمه “حرمت” …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده ارشاد

هم خانواده ارشاد

هم خانواده ارشاد واژه‌ها در زبان فارسی اغلب دارای خانواده‌هایی هستند که از یک ریشهٔ مشترک نشأت می‌گیرند. شناخت این هم‌خانواده‌ها به درک عمیق‌تر زبان و تقویت مهارت‌های زبانی کمک می‌کند. در این مقاله، به بررسی هم‌خانواده‌های واژهٔ “ارشاد” می‌پردازیم و کاربردهای آن‌ها را در زبان فارسی مورد بررسی قرار می‌دهیم. معنای واژهٔ “ارشاد” “ارشاد” در زبان عربی به معنای …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده عبادت

هم خانواده عبادت

هم خانواده عبادت واژهٔ «عبادت» از ریشهٔ عربی «ع ب د» به معنای بندگی و پرستش است. کلمات هم‌خانوادهٔ آن عبارت‌اند از: عبد: به معنای بنده. عابد: به معنای پرستنده یا کسی که عبادت می‌کند. معبود: به معنای کسی که مورد پرستش قرار می‌گیرد؛ خدا. عبودیت: به معنای بندگی و پرستش. معبد: به معنای مکان عبادت؛ عبادتگاه. تعبد: به معنای …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده مبصر

هم خانواده مبصر

هم خانواده مبصر واژهٔ «مبصر» از ریشهٔ عربی «بصر» به معنای دیدن و بینایی است. کلمات هم‌خانوادهٔ آن عبارت‌اند از: بصر: به معنای بینایی یا چشم. بصیر: به معنای بینا، آگاه و هوشیار. بصیرت: به معنای بینایی، آگاهی و درک عمیق. تبصره: به معنای توضیح یا یادداشتی که برای روشن‌تر کردن مطلبی آورده می‌شود. این واژه‌ها همگی از ریشهٔ «بصر» …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده حمد

هم خانواده حمد

هم خانواده حمد کلمهٔ «حمد» به معنای ستایش و شکرگزاری است. واژه‌های هم‌خانوادهٔ آن عبارت‌اند از: حامد: به معنای ستاینده یا کسی که حمد می‌گوید. حمید: به معنای ستوده‌شده یا کسی که مورد ستایش قرار می‌گیرد. محمد: به معنای بسیار ستوده‌شده، که نام پیامبر اسلام نیز هست. احمد: به معنای ستایشگر یا بسیار ستایش‌کننده. این واژه‌ها همگی از ریشهٔ «حمد» …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده تسلط

هم خانواده تسلط

هم خانواده تسلط هم‌خانواده‌های کلمه «تسلط» عبارت‌اند از: سلطه: به‌معنای استیلا، چیرگی و غلبه. سلطان: به‌معنای پادشاه یا فرمانروا. سلطنت: به‌معنای حکومت پادشاهی. سلاطین: جمع سلطان، به‌معنای پادشاهان. مسلط: به‌معنای چیره‌شده یا کسی که بر چیزی یا کسی تسلط دارد. این کلمات همگی از ریشه «س-ل-ط» بوده و به مفاهیم مرتبط با قدرت، فرمانروایی و چیرگی اشاره دارند.

بیشتر بخوانید »

هم خانواده وسعت

هم خانواده وسعت

هم خانواده وسعت کلمات هم‌خانواده با «وسعت» عبارت‌اند از: وسیع: به معنای گسترده و پهناور. اتساع: به معنای گشادگی و بازشدگی. واسع: به معنای گسترده و وسیع. توسعه: به معنای گسترش و پیشرفت. متوسع: به معنای گسترش‌یافته. این کلمات همگی از ریشه عربی «وَسَعَ» به معنای فراخی و گشادگی مشتق شده‌ اند و در زبان فارسی برای بیان مفاهیم مرتبط …

بیشتر بخوانید »