جمعه , 18 سپتامبر 2026

هم خانواده

هم خانواده علم

هم خانواده علم

هم خانواده علم کلمه «علم» در زبان فارسی به معنای دانش و آگاهی است. هم‌خانواده‌های این واژه عبارت‌اند از: عالم: دانشمند یا کسی که دارای علم و دانش است. معلم: فردی که علم و دانش را به دیگران می‌آموزد. تعلیم: فرآیند آموزش و یاد دادن علم. علوم: جمع «علم»، به معنای مجموعه‌ای از دانش‌ها و رشته‌های علمی. معلوم: چیزی که …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده تقسیم

هم خانواده تقسیم

هم خانواده تقسیم کلمه «تقسیم» در زبان فارسی به معنای بخش کردن یا تقسیم‌بندی است. هم‌خانواده‌های این کلمه عبارت‌اند از: قسمت: بخش یا سهمی از کل. قسم: سوگند یا عهد. قاسم: نامی که به معنای تقسیم‌کننده است. مقسوم: چیزی که تقسیم شده است. این کلمات همگی با مفهوم تقسیم‌بندی و بخش کردن مرتبط هستند. کلمات هم خانواده و متضاد درس …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده لذیذ

هم خانواده لذیذ

هم خانواده لذیذ کلمه «لذیذ» در زبان فارسی به معنای خوش‌طعم و خوش‌مزه است. هم‌خانواده‌های این کلمه عبارت‌اند از: لذت: احساس خوشایند و رضایت‌بخش. التذاذ: تجربه یا احساس لذت. تَلَذُّذ: حالت یا عمل لذت بردن. لذّت: همانند «لذت»، به معنای خوشی و رضایت. این کلمات همگی با مفهوم خوشی و لذت مرتبط هستند. هم خانواده شگفت زده

بیشتر بخوانید »

هم خانواده شگفت زده

هم خانواده شگفت زده

هم خانواده شگفت زده کلمه «شگفت‌زده» از ریشه «شگفت» به معنای تعجب و حیرت است. کلمات هم‌خانواده با «شگفت‌زده» عبارت‌اند از: شگفت: تعجب، حیرت شگفتی: حالت تعجب و حیرت شگفت‌انگیز: چیزی که باعث تعجب می‌شود شگفت‌آور: حیرت‌انگیز، تعجب‌آور این کلمات همگی از ریشه «شگفت» مشتق شده‌اند و با مفاهیم مرتبط با تعجب و حیرت در ارتباط هستند. هم خانواده سعادت …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده مساعی

هم خانواده مساعی

هم خانواده مساعی کلمه «مساعی» جمع «مسعی» و «سعی» است و به معنای کوشش‌ها و تلاش‌ها می‌باشد. کلمات هم‌خانواده با «مساعی» عبارت‌اند از: سعی: کوشش، تلاش ساعی: کوشنده، تلاشگر مسعی: محل سعی، مسیر بین صفا و مروه در مناسک حج مسعاه: کوشش، تلاش مساع: جمع مسعاه این کلمات همگی از ریشه «سعی» مشتق شده‌اند و با مفاهیم مرتبط با کوشش …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده طب

هم خانواده طب

هم خانواده طب کلمه «طب» به معنای پزشکی است و کلمات هم‌خانواده آن عبارت‌اند از: طبیب: پزشک طبابت: عمل پزشکی مطب: محل کار پزشک اطبا: جمع طبیب، پزشکان این کلمات همگی از ریشه «طب» مشتق شده‌اند و با مفاهیم مرتبط با پزشکی و درمان در ارتباط هستند. هم خانواده خاطرات کلاس سوم

بیشتر بخوانید »

هم خانواده طرف

هم خانواده طرف

هم خانواده طرف واژهٔ «طرف» در زبان فارسی به معنای «سمت» یا «جهت» است. کلمات هم‌خانوادهٔ آن عبارت‌اند از: اطراف: جمع «طرف»، به معنای پیرامون یا حوالی. متطرف: کسی که به سویی متمایل است. طرفین: دو سمت یا دو جهت. این واژه‌ها همگی از ریشهٔ «طرف» مشتق شده‌اند و در معنا با یکدیگر مرتبط هستند. هم خانواده مرحله

بیشتر بخوانید »

هم خانواده مرحله

هم خانواده مرحله

هم خانواده مرحله واژهٔ «مرحله» از ریشهٔ عربی «رَحَلَ» به معنای «سفر کردن» گرفته شده است. کلمات هم‌خانوادهٔ آن عبارت‌اند از: مراحل: جمع «مرحله»، به معنای گام‌ها یا مراحل مختلف. رحلت: به معنای سفر کردن یا درگذشت. رحیل: به معنای کوچ کردن یا سفر. این واژه‌ها همگی از ریشهٔ «رَحَلَ» مشتق شده‌اند و در معنا با یکدیگر مرتبط هستند.   …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده قصر

هم خانواده قصر

هم خانواده قصر واژهٔ «قصر» در زبان فارسی به معنای کاخ یا عمارت مجلل است. کلمات هم‌خانوادهٔ آن عبارت‌اند از: قصور: به معنای کوتاهی یا سستی در انجام وظیفه. مقصر: کسی که در انجام وظیفه کوتاهی کرده و مسئول شناخته می‌شود. قاصر: به معنای ناتوان یا کسی که توانایی انجام کاری را ندارد. این واژه‌ها همگی از ریشهٔ «قصر» مشتق …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده آسایش

هم خانواده آسایش

هم خانواده آسایش واژهٔ «آسایش» از ریشهٔ «آسا» گرفته شده است. کلمات هم‌خانوادهٔ آن عبارت‌اند از: آسودن آسوده آسایشگاه آساینده آساییدن این واژه‌ها همگی از ریشهٔ «آسا» مشتق شده‌اند و در معنا با یکدیگر مرتبط هستند. هم خانواده تلخیص

بیشتر بخوانید »