هم خانواده کلمه جنگ همخانوادههای کلمه جنگ عبارتاند از: جنگی: مربوط به جنگ. جنگجو: کسی که در جنگ مبارزه میکند. جنگیدن: عمل جنگ کردن. جنگافزار: ابزارها و وسایل جنگی. جنگنده: وسیله یا کسی که برای جنگ استفاده میشود. مثال: سربازان جنگجو برای دفاع از وطن ایستادگی کردند. او در طول زندگیاش همیشه از جنگیدن برای حقیقت دفاع کرده است. جنگندهها …
بیشتر بخوانید »admin
مخالف بیگانه کلاس پنجم
مخالف بیگانه کلاس پنجم مخالف کلمه بیگانه برای کلاس پنجم میتواند این کلمات باشد: آشنا دوست خویشاوند هموطن مثال در جمله: او با این محیط کاملاً آشنا است. (مخالف: او با این محیط کاملاً بیگانه است.) افراد بیگانه اجازه ورود به این مکان را ندارند. (مخالف: افراد آشنا اجازه ورود دارند.) مخالف ناپسند کلاس چهارم
بیشتر بخوانید »مخالف ناپسند کلاس چهارم
مخالف ناپسند کلاس چهارم مخالف کلمه ناپسند برای کلاس چهارم میتواند این کلمات باشد: پسندیده خوب مطلوب دلخواه مثال در جمله: رفتار او ناپسند بود. (مخالف: رفتار او پسندیده بود.) کار خوب همیشه مورد تشویق قرار میگیرد. (مخالف: کار ناپسند همیشه مورد انتقاد قرار میگیرد. هم خانواده عیب کلاس چهارم
بیشتر بخوانید »هم خانواده برای گذر
هم خانواده برای گذر همخانوادههای کلمه گذر عبارتاند از: گذشت: به معنای عبور کردن یا سپری شدن. گذرگاه: مسیر یا محلی برای عبور. گذران: به معنای سپری کردن زمان یا زندگی. گذرا: به معنای موقتی یا چیزی که بهسرعت عبور میکند. گذرنده: کسی یا چیزی که عبور میکند. مثال در جمله: زندگی گذرا است و باید از هر لحظه آن …
بیشتر بخوانید »هم خانواده و معنی جلال
هم خانواده و معنی جلال کلمه “جلال” به معنی عظمت، بزرگی، شوکت، و شکوه است. مترادف های این کلمه شامل واژگانی مانند: احتشام، بزرگی، جبروت، حشمت، شکوه، عظمت، فر، و کبریا میشوند. همخانوادههای “جلال” جلیل: به معنای بزرگوار یا دارای شأن و عظمت. مجلل: به معنای باعظمت و پرشکوه. تجلیل: به معنای گرامیداشت و بزرگداشت. کاربرد در جمله جلال طبیعت …
بیشتر بخوانید »هم معنی مشفق کلاس ششم
هم معنی مشفق کلاس ششم مشفق کلمه ای است که به معنای دلسوز، مهربان، نیکخواه و خیرخواه به کار می رود. این واژه در زبان فارسی، برای توصیف افرادی استفاده می شود که با عشق و محبت به دیگران خدمت می کنند و در پی ایجاد خیر و صلاح برای اطرافیانشان هستند. در متون ادبی و داستانی فارسی، مشفق بودن …
بیشتر بخوانید »هم خانواده نواحی
هم خانواده نواحی هم خانواده کلمه نواحی “ناحیه” است. مترادف کلمه نواحی : مترادفهای کلمه نواحی (جمع ناحیه) به معنای مناطق یا بخشها عبارتاند از: مناطق بخشها محلهها اطراف پهنهها محدودهها عرصهها قلمروها حوزهها هم خانواده نظاره کلاس چهارم
بیشتر بخوانید »هم خانواده نظاره کلاس چهارم
هم خانواده نظاره کلاس چهارم کلمهَ «نظاره» از ریشهَ «نظر» است و کلمات همخانوادهَ آن عبارتاند از: نظر: دیدگاه، عقیده منظر: چشمانداز، دیدگاه نظارت: سرپرستی، پایش ناظر: بیننده، سرپرست انظار: دیدگان، توجه عمومی منظور: مقصود، هدف مترادف نظاره : تماشا مشاهده دیدن نگاه دیدار متضاد نظاره : چشمپوشی غفلت نادیدهگیری بیتوجهی هم خانواده منتظر کلاس سوم
بیشتر بخوانید »هم خانواده مسکن
هم خانواده مسکن هم خانواده مسکن :کلمهٔ «مسکن» از ریشهٔ «س-ک-ن» است و کلمات هم خانوادهٔ آن عبارتاند از: سکونت: اقامت کردن ساکن: مقیم سکنی: اقامت تسکین: آرام کردن این کلمات همگی از ریشهٔ مشترک «س-ک-ن» مشتق شدهاند و به مفاهیم مرتبط با اقامت و آرامش اشاره دارند. مترادف های (مسکن): خانه منزل مأوا مأمن اقامتگاه متضاد های (مسکن): بیخانمانی …
بیشتر بخوانید »هم خانواده محسوس چیست؟
هم خانواده محسوس چیست؟ هم خانواده محسوس: کلمهٔ «محسوس» از ریشهٔ «حس» (ح-س-س) است و کلمات همخانوادهٔ آن عبارتاند از: حس: ادراک حسّاس: زودرنج احساس: عاطفه حواس: جمع حِس احساسی: عاطفی این کلمات همگی از ریشهٔ مشترک «حس» مشتق شدهاند و به مفاهیم مرتبط با ادراک و احساس اشاره دارند. هم خانواده احساس هم خانواده حساس هم خانواده احساس چیست
بیشتر بخوانید »