📚 معنی درس چهارم فارسی هشتم سفر شکفتن
سفر شکفتن
واژههای مهم، دانش زبانی، اجزای جمله، نهاد، متمم، مفعول و اسم
سفر شکفتن
نثر ساده و روان
اجزای جمله و اسم
درس چهارم فارسی هشتم با عنوان «سفر شکفتن»
در قالب نثری ساده و روان، به موضوع رشد و شکوفایی
نوجوانان میپردازد.
در بخش دانش زبانی این درس نیز با
اجزای جمله، نهاد، متمم، مفعول و اسم
آشنا میشویم.
| واژه | معنی |
|---|---|
| حکیم | انسان دانا |
| نصیب | بهره، قسمت |
| تصور | پنداشتن، فکر کردن |
| آرمان | آرزو |
| منطقی | آنچه از روی عقل و فکر باشد |
| اصول | ریشهها، پایهها |
| فراز | بالا |
| نشیب | سرازیر شدن |
| مهارت | توانایی در کار، ماهر بودن |
| آراسته | زیبا، مرتب |
| مشقت | رنج، زحمت |
| نظیر | مثل، مانند |
| استعداد | توانایی |
| تدبیر | اندیشیدن |
| چیرگی | پیروزی |
| طراوت | شادابی، تازگی |
| سرشار | پر |
| توکل | کار خود را به خدا سپردن |
| سنجیده | دقیق، حسابشده |
🟦 نهاد
نهاد کلمه یا کلماتی است که معمولاً
در ابتدای جمله میآیند و انجام کاری یا داشتن حالتی
به آنها نسبت داده میشود.
در این جمله،
«نوجوانی» نهاد است.
🔎 چگونه نهاد را پیدا کنیم؟
برای پیدا کردن نهاد، از فعل جمله
کمک میگیریم و دو سؤال میپرسیم:
✏️ مثالهای نهاد
عاقل ابتدا فکر میکند و بعد زبان میگشاید.
چه کسی فکر میکند؟
عاقل ← نهاد
تیر با سرعت به قلب هدف اصابت کرد.
چه چیزی اصابت کرد؟
تیر ← نهاد
🟨 نهاد حذفشده
گاهی نهاد از جمله حذف میشود، اما از مفهوم جمله
میتوان آن را تشخیص داد.
نکته:
در این جمله،
«تو»
نهاد حذفشده است.
متمم کلمهای است که بعد از
حرف اضافه در جمله میآید.
📌 حروف اضافه مهم:
از
به
در
با
بی
بر
برای
✏️ مثالهای متمم
دانشآموزان به پارک رفتند.
پارک ←
متمم
پدرم از سفر برگشت.
سفر ←
متمم
مینا کتاب را از بازار خرید.
بازار ←
متمم
علی روزنامه را به دوستش داد.
دوستش ←
متمم
مفعول کلمهای است که قبل از نشانه
«را» در جمله میآید.
✏️ مثالهای مفعول
دوستم، کتاب را برداشت.
کتاب ←
مفعول
کودک، غذا را خورد.
غذا ←
مفعول
مریم، دوستش را دید.
دوستش ←
مفعول
روش اول: سؤال «چه کسی را؟ چه چیزی را؟»
علی سیب خورد.
علی چه چیزی را خورد؟
سیب را خورد.
سیب = مفعول
پرنده دانه خورد.
پرنده چه چیزی را خورد؟
دانه را خورد.
دانه = مفعول
روش دوم: اضافه کردن «را»
اگر «را» را بعد از یک واژه اضافه کنیم و جمله همچنان
معنی داشته باشد، آن واژه میتواند مفعول باشد.
مادرم لباس خرید.
مادرم لباس را خرید.
لباس = مفعول
پرستار آمپول زد.
پرستار آمپول را زد.
آمپول = مفعول
⚠️ نکته مهم: همه جملهها مفعول ندارند
اسب، سریع دوید.
نمیتوان گفت:
«اسب چه چیزی را دوید؟»
همچنین عبارت «اسب، سریع را دوید»
معنی ندارد.
این جمله مفعول ندارد.
اسم به کلماتی گفته میشود که برای
نامیدن کسی یا چیزی به کار میروند.
اسم میتواند در جایگاههای مختلف جمله قرار بگیرد؛
از جمله:
✏️ مثال اول
زهرا ← نهاد، اسم
کتاب ← مفعول، اسم
برداشت ← فعل
✏️ مثال دوم
دوستم ← نهاد، اسم
سفر ← متمم، اسم
رفت ← فعل
درس «سفر شکفتن» علاوه بر واژههای مهم،
بر مباحث دستور زبان فارسی
تمرکز دارد.





