دوشنبه , 5 اکتبر 2026
آخرین خبرها
هم خانواده دیدن
هم خانواده دیدن

هم خانواده دیدن

هم خانواده دیدن چیست؟ ریشه‌شناسی و کلمات هم‌خانواده در فارسی دبستان

واژه «دیدن» یکی از پرتکرارترین و بنیادی‌ترین افعال در زبان و ادبیات فارسی است. کودکان از بدو تولد با حس بینایی، جهان پیرامون خود را کشف می‌کنند و آموزگاران در پایه‌های مختلف ابتدایی، تقویت حس مشاهده و خوب نگریستن را به دانش‌آموزان آموزش می‌دهند (مانند: «دانش‌آموزان با دقت برگ‌های رنگارنگ پاییزی را تماشا کردند»). در درس فارسی و نگارش، آموزگاران پرسش‌های گوناگونی درباره کلمات هم‌خانواده مطرح می‌کنند. بسیاری از دانش‌آموزان می‌پرسند که هم خانواده دیدن چیست و کلمات هم‌ریشه آن چگونه شکل می‌گیرند؟

در این مقاله آموزشی، تفاوت هم‌خانواده‌سازی در واژه‌های اصیل فارسی، ریشه دستوری، مترادف‌ها، متضادها و کاربرد واژه دیدن را در قالب جدول و جمله‌های نمونه بررسی می‌کنیم.


مهم‌ترین کلمات هم خانواده دیدن

دانش‌آموزان در تمرین‌های کلاسی و دفترهای نگارش می‌توانند واژه‌های زیر را به عنوان هم‌خانواده‌های مصدر «دیدن» یادداشت کنند:

۱. بینا: صفت فاعلی؛ فردی که توانایی دیدن دارد و جهان اطراف را به روشنی تماشا می‌کند.

۲. بینش: اسم مصدر؛ به معنای فهم، درک عمیق، بصیرت و آگاهی باطنی نسبت به امور زندگی.

۳. بیننده: صفت فاعلی؛ کسی که برنامه‌ای، فیلمی یا رویدادی را از نزدیک نگاه می‌کند.

۴. دیدار: اسم مصدر؛ ملاقات کردن، روبه‌رو شدن و چهره‌به‌چهره دیدن دوستان و آشنایان.

۵. دیدگاه: اسم مکان؛ زاویه نگاه، نظر و طرز تفکر یک شخص درباره موضوعی مشخص.

۶. دیدنی: صفت لیاقت؛ پدیده یا مکانی زیبا و جذاب که ارزش وقت گذاشتن و تماشا کردن دارد.

۷. دیده‌بان: اسم مرکب؛ کسی که در مرزها یا بلندی‌ها مراقبت می‌کند و اوضاع را به دقت زیر نظر می‌گیرد.

۸. بازدید: اسم مرکب؛ سرکشی کردن، دیدار دوباره یا بررسی رسمی از یک مکان یا کارخانه.

۹. پیش‌بینی: اسم مرکب؛ حدس زدن حوادث آینده بر اساس نشانه‌ها و شواهد موجود.

۱۰. دوربین: صفت و ابزار؛ وسیله‌ای تخصصی که انسان‌ها برای ثبت تصویر یا دیدن فاصله‌های دور به کار می‌گیرند.


جدول آموزشی واژه دیدن: بن‌های فعل، مترادف‌ها و متضادها

جدول زیر دسته‌بندی منظمی از خانواده واژه «دیدن» را در اختیار آموزگاران و دانش‌آموزان قرار می‌دهد:

کلمه اصلی بن ماضی / مضارع کلمات هم‌خانواده مترادف‌ها (هم‌معنی) متضادها (مخالف)
دیدن دید / بین بینا، بینش، بیننده، دیدار، دیدگاه، دیدنی، دیده‌بان، بازدید، پیش‌بینی، دوربین نگاه کردن، تماشا کردن، نگریستن، مشاهده، رصد کردن، ملاحظه ندیدن، چشم‌پوشی، نابینایی، غفلت، نادیده گرفتن

کاربرد کلمه دیدن و هم‌خانواده‌های آن در جمله‌سازی

دانش‌آموزان با به کار بردن این واژه‌ها در جمله‌های معلوم و فعال، دایره لغات خود را تقویت می‌کنند و شیوه نگارش خود را صیقل می‌دهند:

  • «دانش‌آموزان در اردوی علمی، آبشارها و مناظر دیدنی جنگل را تماشا کردند.»
  • «پزشک حاذق با نگاهی علمی و دقیق، بیماری را به موقع پیش‌بینی کرد.»
  • «اهالی روستا پس از سال‌ها دوری، به دیدار دوستان قدیمی خود شتافتند.»
  • «نویسنده در کتاب جدید خود، دیدگاه متفاوتی را درباره تاریخ ایران ارائه داد.»
  • «کارشناسان آموزش و پرورش هر ماه از روند پیشرفت دانش‌آموزان مدارس بازدید می‌کنند.»
  • «دیده‌بان هوشیار در بلندای برج مراقبت، حرکت قایق‌ها را در تاریکی شب زیر نظر گرفت.».

هم خانواده زینت کلاس چهارم درس اول

هم خانواده فکرت

همچنین ببینید

هم خانواده زینت کلاس چهارم درس اول

هم خانواده زینت کلاس چهارم درس اول

هم خانواده زینت چیست؟ ریشه‌شناسی و کلمات هم‌خانواده در فارسی دبستان واژه «زینت» جایگاه ویژه‌ای …