هم خانواده تشخیص چیست؟ ریشهشناسی و کلمات همخانواده در فارسی دبستان
واژه «تشخیص» یکی از واژههای پرکاربرد و پرمعنا در زبان فارسی، ادبیات و کتابهای درسی پایه دبستان است. دانشآموزان در درس فارسی، آرایه ادبی بسیار زیبای «تشخیص» (جانبخشی به اشیا) را میخوانند. مردم نیز در گفتوگوهای روزمره این کلمه را در عبارتهایی مثل «تشخیص بیماری» یا «تشخیص حق از باطل» به کار میبرند. آموزگاران در آزمونهای نگارش و املای فارسی پیوسته همخانوادههای این واژه را میپرسند. اگر شما هم میخواهید بدانید هم خانواده تشخیص چیست و چگونه واژههای همریشه آن را بنویسید، این راهنمای کامل را بخوانید.
ما در این مقاله، ریشه سه حرفی، کلمات همخانواده، مترادفها، متضادها و نمونه جملههای معلوم را برای واژه تشخیص بررسی میکنیم.
مهمترین کلمات هم خانواده تشخیص
دانشآموزان در تمرینهای درسی و دفتر نگارش، کلمات زیر را به عنوان همخانوادههای واژه «تشخیص» مینویسند:
۱. شخص: فرد، انسان، تن و هر وجود معین و مستقل.
۲. اشخاص: جمع واژه شخص؛ افراد، انسانها و حاضران.
۳. شخصیت: هویت اخلاقی و رفتاری انسان، مرتبه و وقار فردی یا نقش نمایشی در یک داستان.
۴. شخصی: خصوصی، فردی و چیزی که به خود انسان تعلق دارد.
۵. مشخص: معین، روشن، معلوم و آشکار.
۶. مشخصات: ویژگیها، نشانهها و اطلاعات جزئی درباره یک انسان یا کالا.
۷. شاخص: برجسته، نمایان، الگو، معیار و مقیاس سنجش.
۸. مشخصکننده: چیزی یا کسی که حد و مرز امور را معلوم و معین میکند.
مترادفهای کلمه تشخیص (کلمات هممعنی)
واژههای زیر با توجه به کاربرد واژه تشخیص در علوم، ادبیات و مکالمات روزمره، هممعنیهای مناسبی هستند:
- شناسایی: پی بردن به هویت، نام یا واقعیت یک پدیده.
- تمیز: جدا کردن درست از نادرست و بازشناختن تفاوتها.
- بازشناسی: دوباره شناختن یا تمیز دادن یک فرد یا موضوع از میان دیگران.
- تعیین: مشخص کردن حد، مرز یا مقدار کار.
- معینکردن: معلوم ساختن وظیفه یا هویت یک چیز.
- جانبخشی: نسبت دادن رفتارهای انسانی به پدیدههای بیجان و طبیعت در آرایههای ادبی.
متضادهای کلمه تشخیص (کلمات مخالف)
نویسندگان و گویندگان برای بیان نقطه مقابل تشخیص، کلمات زیر را به کار میبرند:
- اشتباه: خطا در شناخت یا درک درست واقعیت.
- ابهام: پوشیدگی، سردرگمی و تاریک بودن یک مسئله.
- سردرگمی: ناتوانی در تمیز دادن مسیر درست و شناخت حقایق.
- خلط: درهمآمیختن امور گوناگون بدون مرزبندی مشخص.
- انکار: نادیده گرفتن یا نپذیرفتن یک حقیقت آشکار.
جدول آموزشی واژه تشخیص: همخانواده، مترادف و متضادها
جدول زیر دستهبندی منظمی از واژه تشخیص و شبکه واژگانی آن ارائه میدهد:
| کلمه اصلی | حروف ریشه | کلمات همخانواده | مترادفها (هممعنی) | متضادها (مخالف) |
|---|---|---|---|---|
| تشخیص | ش – خ – ص | شخص، اشخاص، شخصیت، شخصی، مشخص، مشخصات، شاخص | شناسایی، تمیز، تعیین، بازشناسی، معینکردن، جانبخشی | اشتباه، ابهام، سردرگمی، خلط، انکار |
کاربرد کلمه تشخیص و همخانوادههای آن در جملهسازی
با خواندن نمونه جملههای معلوم زیر، شیوه نگارش صحیح با این واژگان را در دفتر انشا و نگارش تمرین کنید:
- «پزشک حاذق پس از معاینه دقیق، نوع بیماری بیمار را تشخیص داد.»
- «انسان دانا همواره خیر و صلاح خود را به آسانی تشخیص میدهد.»
- «رفتار محترمانه در گفتوگو، نشانه شخصیت والای هر دانشآموز است.»
- «معلم گرامی در آغاز ساعت درس، وظایف هر گروه را کاملاً مشخص کرد.»
- «پلیس راهور مشخصات خودروی متخلف را در سامانه ثبت کرد.»
- «دانشآموزان در شعر (ابر آمد و گریست)، آرایه ادبی تشخیص را پیدا کردند.»
- «کارشناسان این بنای تاریخی را اثر شاخص معماری ایران میدانند.»
