• هم خانوادههم خانواده طعمه

    هم خانواده طعمه

    هم خانواده طعمه:اطعمه- طعام طَعم- طُعمه کلمه مترادف متضاد معنی طعمه شکار، صید، فریب، فریفتن، اغوا، اغوایگری، طعمه‌گذاری، طعمه‌گیری صیدگر، شکارچی، شکارچی، صیاد، شکارچی، صیاد، شکارچی چیزی که برای شکار یا فریب جانور یا انسان استفاده می‌شود

    بیشتر بخوانید »
  • هم خانوادههم خانواده خوراکی

    هم خانواده خوراکی

    هم خانواده خوراکی:خوراک کلمه مترادف متضاد معنی خوراکی اطعمه، ارزاق، توشه، خواربار، خوردنی، غذا، مائده، ماکول، طعام، قوت، روا، حلال، مجاز، مباح، قابل‌خوردن پوشاکی، غیرخوراکی، حرام، ممنوع، غیرقابل‌خوردن قابل خوردن و هضم شدن

    بیشتر بخوانید »
  • هم خانوادههم خانواده زینت

    هم خانواده زینت

    هم خانواده زینت: تزئین ، مزیّن کلمه مترادف متضاد معنی زینت آرایش، آراستگی، پیرایه، زیور، زینت‌آلات، زینت‌کاری، تجمل، تجمیل، تزین، تزئین زشتی، بی‌آراستگی، بی‌پیرایه، بی‌زینت، بی‌تجمل، بی‌تجلیل، بی‌تزئین آراستن و زیبا کردن چیزی یا کسی

    بیشتر بخوانید »
  • هم خانوادههم خانواده رتبه

    هم خانواده رتبه

    هم خانواده رتبه:مرتبه-مراتب-ترتیب کلمه مترادف متضاد معنی رتبه پایه، منزلت، مرتبه، درجه، مقام، شان، جایگاه، موقعیت، رده، درجه‌بندی بی‌رتبه، بی‌منزلت، بی‌مرتب، بی‌درجه، بی‌مقام، بی‌شان، بی‌جایگاه، بی‌موقعیت، بی‌رده، بی‌درجه‌بندی جایگاه یا موقعیتی که یک شخص یا شیء در یک نظام یا سلسله‌مراتب دارد

    بیشتر بخوانید »
  • دروسانشا صفحه 36 نگارش دهم با موضوع باران

    انشا صفحه 36 نگارش دهم با موضوع باران

    عنوان: باران، نغمه‌ی آسمان مقدمه: باران، نعمت الهی است که زندگی را برای انسان‌ها و سایر موجودات زنده میسر می‌سازد. باران، نغمه‌ی آسمان است که دل‌ها را شاد و روح‌ها را تازه می‌کند. تنه: باران، قطره‌های ریز و درخشان آبی است که از آسمان فرو می‌ریزند. باران، صدایی آرامش‌بخش دارد که دل‌ها را به وجد می‌آورد. باران، بوی تازگی و طراوت دارد که روح‌ها را تازه می‌کند. باران، زندگی را به طبیعت می‌بخشد. باران، زمین را سیراب می‌کند و گیاهان را می‌رویاند. باران، رودها و دریاچه‌ها را پر می‌کند و جانوران را سیراب می‌کند. باران، نماد پاکی و صفا است.…

    بیشتر بخوانید »
  • هم خانوادههم خانواده ربط

    هم خانواده ربط

    هم خانواده ربط: رابط – مربوط – ارتباط معنی، مترادف و متضاد کلمه “ربط” معنی کلمه “ربط” کلمه “ربط” در لغت به معنای “پیوند دادن، اتصال دادن، پیوستگی، عطف، اقتران” است. در اصطلاح دستور زبان فارسی، کلمه یا گروه کلماتِ نامستقلّی که دو جمله یا دو کلمه را به هم پیوند می دهد و همپایه می سازد، “حرف ربط” نامیده می شود. مترادف های کلمه “ربط” برخی از مترادف های کلمه “ربط” عبارتند از: پیوند اتصال عطف اقتران زوج جفت وابستگی ارتباط پیوستگی متضاد های کلمه “ربط” برخی از متضاد های کلمه “ربط” عبارتند از: بی ربط بی پیوند بی…

    بیشتر بخوانید »
  • هم خانوادههم خانواده نقش

    هم خانواده نقش

    هم خانواده نقش:نقاش -نقوش- نقش-منقش نقش، نقش و نگار در این وبلاگ به بررسی معنی، مترادف و متضاد کلمه “نقش” می‌پردازیم. معنی کلمه “نقش” کلمه “نقش” در زبان فارسی دارای معانی مختلفی است. در یک معنا، نقش به معنای طرح، نقشه، نگاره و تصویر است. برای مثال، می‌توان گفت که روی دیوار نقش گل و بوته کشیده شده است. در معنای دیگر، نقش به معنای وظیفۀ اجتماعی یا شغل یک فرد است. برای مثال، معلم نقش مهمی در آموزش و پرورش دارد. در معنای سوم، نقش به معنای وظیفه یا کارکرد یک کلمه در جمله است. برای مثال، در جمله…

    بیشتر بخوانید »
  • معمای تصویریجواب مرحله 10 بازی شهربانو

    جواب مرحله 10 بازی شهربانو

    جواب مرحله 10 بازی شهربانو:خاکستر، سبز، شاخه، مسواک، لاکپشت  

    بیشتر بخوانید »
  • هم خانوادههم خانواده عذر

    هم خانواده عذر

    هم خانواده عذر :عذرا عذر معذور معذرت مترادف عذر پوزش معافیت بخشایش گذشت عفو چشم پوشی اغماض بخشیدن چشم پوشیدن گذشت کردن متضاد عذر گناه تقصیر خطا اشتباه جرم جنایت معصیت گناهکاری تقصیرکاری خطاکاری اشتباهکاری معنی عذر عذر در لغت به معنای پوزش و درخواست بخشش و گذشت است. در اصطلاح، عذر عبارت است از بیان دلیلی برای انجام کاری یا عدم انجام کاری. عذر می تواند در زمینه های مختلفی مانند روابط شخصی، روابط کاری، و روابط اجتماعی نمود پیدا کند. مترادف و متضاد عذر در جمله مترادف مثال: از شما عذر می خواهم. (پوزش، معافیت، بخشایش، گذشت، عفو،…

    بیشتر بخوانید »
  • هم خانوادههم خانواده هنر

    هم خانواده هنر

    هم خانواده هنر:هنرمند -هنر دوست -هنری- باهنر مترادف هنر فن صنعت استادی مهارت استعداد هنرور هنردار ظرافت زیبایی ذوق سلیقه لطافت خلاقیت متضاد هنر بی هنر بی ذوق بی سلیقه زشت خشن بی مهارت معنی هنر هنر در لغت به معنای مهارت و استادی در انجام کاری است. در اصطلاح، هنر عبارت است از هرگونه فعالیتی که با استفاده از مهارت و خلاقیت، زیبایی و یا ارزشی را خلق کند. هنر می تواند در زمینه های مختلفی مانند نقاشی، موسیقی، ادبیات، معماری، رقص، و … نمود پیدا کند. مترادف و متضاد هنر در جمله مترادف مثال: او در هنر نقاشی…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا