- هم خانواده
هم خانواده عضو + مترادف و متضاد
هم خانواده عضو + مترادف و متضاد 🔵 معنی واژهٔ «عضو» عضو یعنی بخش، قسمت یا یکی از اجزای یک پیکر یا گروه. در فارسی بیشتر برای اعضای بدن یا افراد یک گروه/سازمان به کار میرود. 🔵 همخانوادههای کلمهٔ «عضو» ریشهٔ این واژه از عربی ع-ض-و است. واژههای همخانواده: واژه نوع معنی اعضا جمع جمع «عضو»، یعنی بخشها یا افراد عضویت مصدر وارد شدن و پذیرفته شدن در یک گروه 🔵 مترادفهای «عضو» واژه معنی جزء بخش یا قسمت قسمت بخشی از یک کل بخش سهم یا قطعهٔ یک مجموعه فرد فردی که جزئی از یک گروه است عنصر…
بیشتر بخوانید » - هم خانواده
هم خانواده بحث کلاس سوم
هم خانواده بحث کلاس سوم:مباحثه مبحث در زبان فارسی، کلمات هم خانواده به کلماتی گفته میشود که از یک ریشه مشترک مشتق شدهاند و معنای مشابه یا مرتبطی دارند. این کلمات معمولاً در نوشتن و گفتار فارسی بسیار مورد استفاده قرار میگیرند. در این مقاله قصد داریم به بررسی هم خانواده های کلمه “بحث” بپردازیم و آنها را به طور مفصل توضیح دهیم. تعریف بحث بحث یکی از کلمات مهم در زبان فارسی است که به معنای صحبت کردن درباره موضوعی به طور جدی و منطقی است. بحث معمولاً برای حل اختلافات یا روشن کردن یک موضوع مورد استفاده قرار…
بیشتر بخوانید » - جمله سازی
25 جمله سازی با خواهش
جمله سازی با خواهش خانم/آقا معلم، خواهش میکنم دوباره توضیح بدهید. خواهش میکنم تکلیف امشب را کمتر کنید. بچهها، خواهش میکنم سر کلاس شلوغ نکنید. خواهش میکنم اجازه بدهید من جواب سوال را بدهم. خواهش میکنم نمره من را بیشتر کنید. خواهش میکنم این تمرین را پای تخته حل کنید. دوستم، خواهش میکنم مدادت را به من قرض بدهی. خواهش میکنم در امتحان به من تقلب برسانید! (این کار اشتباه است!) خواهش میکنم بگذارید من هم بازی کنم. خواهش میکنم سر صف جایم را نگه دارید. خواهش میکنم به من کمک کنید تا درسم را بهتر بفهمم. خواهش میکنم این…
بیشتر بخوانید » - جمله سازی
25 جمله سازی با کثیف کلاس اول
25 جمله سازی با کثیف کلاس اول لباسم بعد از بازی گلآلود شد و خیلی کثیف شد. مامان گفت نباید با دستهای کثیف غذا بخورم. زمین حیاط را نگاه کن، چقدر کثیف شده! بعد از نقاشی کردن، دستم کثیف شده بود. این لیوان چون کثیف است، نباید با آن آب بخوریم. بچهها نباید دیوار را کثیف کنند. دیدی چطور توپت لباس مرا کثیف کرد؟ وقتی زمین خوردم، شلوارم کلی کثیف شد. میز مدرسه پر از خوردهریز و کثیف بود. مامان با دستمال، پنجرهی کثیف را پاک کرد. تو چرا با کفش کثیف آمدی داخل؟ دفترم را با مداد شمعی کثیف…
بیشتر بخوانید » - جمله سازی
25 جمله سازی با بازرگان کلاس چهارم
25 جمله سازی با بازرگان کلاس چهارم بازرگان موفق هر روز برای گسترش کارش برنامهریزی میکرد. آن بازرگان در سفرهایش کالاهای زیادی خرید و فروش میکرد. پدر دوستم یک بازرگان قدیمی و باتجربه است. بازرگان جوان آرزو داشت تجارتش را جهانی کند. در بازار، همه بازرگان را به صداقت و خوشقولی میشناختند. بازرگان کارآزموده همیشه قبل از تصمیمگیری تحقیق میکرد. آن بازرگان به دلیل تلاش زیاد به ثروت فراوانی رسید. بازرگانها نقش مهمی در رونق اقتصاد دارند. بازرگان عصرها به دفترش میرفت تا معاملات روز را بررسی کند. وقتی بازرگان به شهر بازگشت، مردم از او استقبال کردند. بازرگان به…
بیشتر بخوانید » - جمله سازی
25 جمله سازی با طوطی
25 جمله سازی با طوطی طوطی من میتواند چند کلمه را تقلید کند. آن طوطی سبز رنگ روی شاخه نشسته بود. بچهها از دیدن طوطی سخنگو خیلی هیجانزده شدند. صاحب طوطی هر روز به او دانههای مخصوص میدهد. طوطی وقتی خوشحال است بالهایش را باز میکند. صدای طوطی در اتاق پیچیده بود. طوطی رنگهای زیادی روی پرهایش دارد. من برای طوطیام یک قفس بزرگ خریدم. طوطی میتواند اسم خودش را بگوید. این طوطی عاشق خوردن میوههای شیرین است. طوطیها از پرندگان باهوش به شمار میروند. وقتی طوطی ترسید، سریع به گوشه قفس رفت. طوطی کوچک تازه یاد گرفته است سوت…
بیشتر بخوانید » - جمله سازی
25 جمله سازی با مدت
25 جمله سازی با مدت مدت زیادی منتظر اتوبوس ماندم. او برای مدت کوتاهی به سفر رفت. مدتها بود که همدیگر را ندیده بودیم. این کار مدت زمان زیادی نمیبرد. مدت کمی است که به این شهر نقل مکان کردهام. مدتها طول کشید تا نتیجهٔ امتحان اعلام شد. برای مدت یک هفته کلاسها تعطیل است. مدتها آرزو داشتم این کتاب را بخوانم. تعمیر ماشینم مدت بیشتری طول کشید. او مدت طولانی در خارج از کشور زندگی کرده است. مدت زمان استراحت فقط ده دقیقه است. مدتها تلاش کردم تا به این هدف برسم. این فیلم مدت کوتاهی روی پرده سینما…
بیشتر بخوانید » - جمله سازی
25 جمله سازی با کلمه فروغ
25 جمله سازی با کلمه فروغ فروغ همیشه با لبخندش دلِ همه را روشن میکرد. شعرهای فروغ تأثیر عمیقی بر نسل جوان گذاشته است. در نگاهش فروغ امید موج میزد. فروغ در کلاس ادبیات بسیار فعال و خلاق بود. خانهٔ کوچک ما با حضور او فروغ تازهای گرفت. فروغ تصمیم گرفت کتاب جدیدی منتشر کند. صدایش چنان آرام بود که فروغی در دل شنونده ایجاد میکرد. فروغ هر روز برای پیشرفت تلاش میکرد. در دل تاریکی، تنها یک فروغ کوچک دیده میشد. مادرش او را «فروغ زندگیام» صدا میزد. فروغ هنر نقاشی را با عشق دنبال میکرد. در نوشتههایش فروغ…
بیشتر بخوانید » - دروس
هم معنی زود کلاس دوم
هم معنی زود کلاس دوم کلمهی «زود» در فارسی بسته به جمله و موقعیت، هممعنیهای مختلفی دارد. در ادامه چند مورد از هممعنیهای «زود» را آوردهام: ✅ هممعنیهای «زود» (به معنای سریع یا باعجله): سریع تند شتابان فوری بهسرعت باعجله عجولانه بیدرنگ ✅ هممعنیهای «زود» (به معنای در زمان کم یا زودتر از وقت): زودهنگام پیش از موعد بهموقع بهزودی 🔹 مثالها: زود بیا! → سریع بیا / فوری بیا خیلی زود رسیدی. → زودهنگام رسیدی / پیش از موعد رسیدی هم معنی پیشنهاد کلاس دوم
بیشتر بخوانید » - هم خانواده
مخالف آرام برای کلاس اول
مخالف آرام برای کلاس اول در اینجا چند جفت کلمهی «مخالف» (متضاد) ساده و مناسب برای دانشآموزان کلاس اول دبستان آماده کردم که هم آسان باشند، هم با تصویر یا مثال برای بچهها قابل فهم باشند: گرم ← سرد بزرگ ← کوچک بلند ← کوتاه روشن ← تاریک باز ← بسته بالا ← پایین روز ← شب سریع ← آهسته زیاد ← کم چاق ← لاغر تر ← خشک شیرین ← ترش تمیز ← کثیف نرم ← سفت (یا سخت) بیدار ← خواب جلو ← عقب داخل ← خارج خیس ← خشک خوشحال ← ناراحت (غمگین) سنگین ← سبک مخالف…
بیشتر بخوانید »









