مخالف عظمت کلاس سوم

مخالف عظمت کلاس سوم

مخالف عظمت کلاس سوم در کتاب فارسی کلاس سوم، واژهٔ «عظمت» به معنای بزرگی و شکوه است. مخالف (متضاد) این واژه «کوچکی» می‌باشد. مخالف گوش خراش

بیشتر بخوانید »

جمع کلمه دانه کلاس پنجم

جمع کلمه دانه کلاس پنجم

جمع کلمه دانه کلاس پنجم در زبان فارسی، جمع کلمه «دانه» به صورت «دانه‌ها» است. این جمع‌سازی با افزودن «ها» به انتهای کلمه انجام می‌شود. به عنوان مثال، «یک دانه» به «چند دانه» یا «دانه‌ها» تبدیل می‌شود. هم معنی جنب و جوش

بیشتر بخوانید »

هم معنی جنب و جوش

هم معنی جنب و جوش

هم معنی جنب و جوش عبارت «جنب و جوش» در زبان فارسی به معنای فعالیت بسیار، هیجان و حرکت فراوان است. مترادف‌های آن عبارت‌اند از: تحرک تکان تلاطم تهییج جنبش حرکت هم معنی اطراف کلاس سوم

بیشتر بخوانید »

هم معنی اطراف کلاس سوم

هم معنی اطراف کلاس سوم

هم معنی اطراف کلاس سوم در کتاب فارسی کلاس سوم ابتدایی، کلمهٔ «اطراف» به معنای «دور و بر» یا «محیط» آمده است. مترادف‌های آن عبارت‌اند از: دور و بر محیط پیرامون کنار حاشیه این واژه در درس سوم کتاب فارسی سوم ابتدایی با معنای «دور و بر» معرفی شده است. هم معنی نگران

بیشتر بخوانید »

هم معنی نگران

هم معنی نگران

هم معنی نگران کلمهٔ «نگران» در زبان فارسی به معنای دلواپس، اندیشناک و مضطرب است. مترادف‌های آن عبارت‌اند از: دلواپس آشفته پریشان مشوش مضطرب چشم‌به‌راه منتظر تماشاگر ناظر این واژه در برخی منابع به معنای «بیننده» یا «تماشاگر» نیز آمده است. هم معنی محله کلاس سوم

بیشتر بخوانید »

هم معنی مفید

هم معنی مفید

هم معنی مفید کلمهٔ «مفید» در زبان فارسی به معنای سودمند، با فایده و نافع است. مترادف‌های آن عبارت‌اند از: سودبخش سودمند فایده‌بخش مؤثر نافع نتیجه‌بخش برخی منابع نیز معانی دیگری مانند «بارور» و «کارآمد» را برای «مفید» ذکر کرده‌اند. هم معنی محله کلاس سوم

بیشتر بخوانید »

هم معنی محله کلاس سوم

هم معنی محله کلاس سوم

هم معنی محله کلاس سوم در درس اول کتاب فارسی پایه سوم ابتدایی با عنوان «محله‌ی ما»، کلمه «محله» به معنای قسمتی از یک شهر یا روستا است. هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های این واژه عبارت‌اند از: محل: به معنای جا یا مکان. محله: به معنای ناحیه یا بخش از یک شهر یا روستا. محلی: به معنای مربوط به یک محل یا …

بیشتر بخوانید »

هم معنی عادت

هم معنی عادت

هم معنی عادت کلمه «عادت» در زبان فارسی به معنای رفتار یا عملی است که به‌طور مکرر انجام می‌شود و معمولاً به صورت ناخودآگاه رخ می‌دهد. هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های این واژه عبارت‌اند از: خلق‌وخوی: به معنای طبیعت یا ویژگی‌های رفتاری فرد. داب: به معنای روش یا شیوهٔ معمول. رسم: به معنای سنت یا آیین. سنت: به معنای روش یا شیوهٔ …

بیشتر بخوانید »

هم خانواده علم

هم خانواده علم

هم خانواده علم کلمه «علم» در زبان فارسی به معنای دانش و آگاهی است. هم‌خانواده‌های این واژه عبارت‌اند از: عالم: دانشمند یا کسی که دارای علم و دانش است. معلم: فردی که علم و دانش را به دیگران می‌آموزد. تعلیم: فرآیند آموزش و یاد دادن علم. علوم: جمع «علم»، به معنای مجموعه‌ای از دانش‌ها و رشته‌های علمی. معلوم: چیزی که …

بیشتر بخوانید »