دروس

داستان درمورد ماه رمضان کلاس ششم

داستان درمورد ماه رمضان کلاس ششم

سحر و راز ماه رمضان

سحر دخترک کنجکاوی بود که همیشه از شنیدن نامش لذت می‌برد. یک روز که مادر و مادربزرگش درباره ماه رمضان صحبت می‌کردند، با شگفتی پرسید: “چرا اسم من را می‌برید؟”

مادربزرگ با مهربانی لبخند زد و گفت: “عزیزم، ما درباره «سحر» صحبت می‌کنیم، یعنی زمانی قبل از طلوع آفتاب که برای روزه آماده می‌شویم و غذا می‌خوریم.”

سحر با چشمانی درخشان گفت: “پس سحر یعنی زمانی که برای روزه انرژی می‌گیریم؟” مادرش سری تکان داد و گفت: “دقیقا! سحری خوردن باعث می‌شود در طول روز بهتر روزه بگیریم.”

آن شب، سحر تصمیم گرفت همراه خانواده‌اش بیدار شود. وقتی صدای اذان نزدیک می‌شد، مادر با دست‌های پر از محبت او را بیدار کرد. سحر با هیجان از رختخواب بلند شد و پشت میز نشست. بوی خوش غذا فضای آشپزخانه را پر کرده بود. او همراه پدر و مادرش سحری خورد و حس عجیبی از شادی و همدلی در دلش نشست.

بعد از سحری، سحر به آسمان نگاه کرد. ماه درخشان و ستاره‌ها مثل همیشه در سکوتی دلنشین می‌درخشیدند. او با خود فکر کرد که ماه رمضان فقط درباره روزه گرفتن نیست، بلکه فرصتی است برای کنار هم بودن، دعا کردن و یادگیری مهربانی.

از آن شب، سحر بیش از پیش به نام خود افتخار می‌کرد، چون فهمیده بود که سحر فقط یک اسم نیست، بلکه لحظه‌ای زیبا و پر از برکت در ماه رمضان است.

صبح روز بعد، سحر به مدرسه رفت. در کلاس، معلم درباره ماه رمضان صحبت کرد. او گفت: “ماه رمضان، ماه مهربانی و کمک به دیگران است. در این ماه، ما سعی می‌کنیم رفتارهای خوب خود را تقویت کنیم و به کسانی که نیاز دارند کمک کنیم.”

سحر که با دقت گوش می‌داد، پرسید: “خانم معلم! اگر کسی نتواند روزه بگیرد، چطور می‌تواند از برکات ماه رمضان بهره‌مند شود؟”

معلم لبخند زد و گفت: “سوال خوبی پرسیدی، سحر جان! در ماه رمضان، روزه گرفتن یکی از اعمال مهم است، اما مهم‌تر از آن، نیت پاک و انجام کارهای نیک است. حتی اگر کسی نتواند روزه بگیرد، می‌تواند با کمک به دیگران، دعا کردن، راست‌گویی و انجام کارهای خوب، از برکات این ماه بهره‌مند شود.”

سحر با شنیدن این سخنان، به فکر فرو رفت. او به یاد همسایه پیرشان افتاد که به سختی راه می‌رفت و گاهی خریدهایش را نمی‌توانست انجام دهد. بعد از مدرسه، با مادرش صحبت کرد و پیشنهاد داد که در این ماه، به او کمک کنند. مادرش با افتخار او را در آغوش گرفت و گفت: “این بهترین کاری است که می‌توانی انجام دهی، عزیزم. مهربانی، یکی از زیباترین درس‌های رمضان است.”

سحر از آن روز تصمیم گرفت که هر روز کاری نیک انجام دهد. گاهی برای همسایه‌شان خرید می‌کرد، گاهی به خواهر کوچکش کمک می‌کرد و گاهی هم با دوستانش تصمیم می‌گرفتند که وسایل اضافی‌شان را به کودکان نیازمند هدیه دهند.

با نزدیک شدن به شب‌های قدر، سحر همراه خانواده‌اش به مسجد رفت. فضای مسجد پر از نور و معنویت بود. صدای دعا و مناجات، قلبش را آرام می‌کرد. وقتی به آسمان نگاه کرد، احساس کرد که بیش از همیشه به خداوند نزدیک شده است.

در پایان ماه رمضان، سحر احساس می‌کرد که نه تنها چیزهای زیادی درباره این ماه آموخته، بلکه قلبش هم پر از محبت و مهربانی شده است. او با خود عهد کرد که این درس‌ها را در تمام سال حفظ کند و همیشه مهربان باشد.

سحر دیگر فقط یک اسم نبود، بلکه یادآور لحظاتی از معنویت، عشق و مهربانی بود که در طول ماه رمضان تجربه کرده بود. و این برای او، زیباترین هدیه‌ای بود که می‌توانست دریافت کند.

جمله سازی با عمو

انشا در مورد ماه رمضان کوتاه کلاس ششم

چرا در ماه مبارک رمضان روزه میگیریم

3.6/5 - (5 امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا